![]() |
![]() |
|
| برای کسی که فراتر از خورشید حرکت می کند زمین همیشه تاریک است |
|
نفهمیدم چی شد!!!من یکم زود اومدم؟؟یا اینکه تو یکم دیر اومدی؟؟؟
من هی منتظر موندم تو هی منتظر گذاشتی! من رفتم تو اومدی!!! نکنه تو زودتر اومده بودیا من دیر کردم؟بعدم دیدی نیمدم رفتی؟! اما نه!هرچی فکر می کنم میبینم من خیلی قبل تر از الان ها اومده بودم...تو اون موقع ها من را نمیدیدی!شایدم میدیدی به رو خودت نمیاوردی!!!من هی خودما نشون دادم تو هی کمتر میدیدی! گفتم شاید خودما نشون ندم تو خودتا نشون بدی....اونقدر خودما نشون ندادم که گم شدم!بعد تو اون دوردست ها دیدم تو اومدی اما دیگه من کجا و تو کجا!!! اصلا ببینم تو چرا اینقدر دیر اومدی؟؟؟ یا چرا اگه زود اومدی بهم نگفتی که اومدی!!! حالا که دیگه گذشت یا من دیر اومدم یا تو دیر اومدی.... اما هرچی که بود خیلی از هم فاصله گرفتیم....خیلی.... |
|
سلام دوستای خوبم.فکر کنم دیگه نا امید شدید ازم...می دونم خیلی وقته چیزی ننوشتم...حرفی نزدم...
اما باور کنید هزاران بار اومدم که چیزی بنویسم اما قلم یاریم نکرد!نمی دانم چم شده!حس می کنم انگیزه ای واسه نوشتن ندارم....نمی دانم چم شده؟؟؟!
اگه می تونید کمکم کنید اگه هم که نه زمان کمکم می کنه فقط تو این مدتی که نمی نویسم ازم قطع امید نکنید من میام سر می زنم واسم نظر بگذارید میام به بلاگتون....فقط من را فراموش نکنید.فعلا بابای
|
|
شمع ها را بیافروز و میهمانی بده.
تو دوباره متولد شده ای. مثل پروانه ای که از پیله بیرون می آید آماده پرواز شو تو پرواز می کنی تا هر اوجی که اراده کنی. دیگر هیچ مانع و مزاحمی نمی تواند سر راه تو قرار گیرد و تو را از رسیدن به خواسته های واقعی زندگی باز دارد. دست من پشتیبان توست.... |
ای کاش کودک بودم... |
|
شکست.....دیرگاهیست که شکسته.....
|
|
به من جواب بدید....
دیگه خسته شدم!و این خستگی منجر شد که بفهمم هنوز تعریف خوبی براش ندارم!!! نجابت چیه؟ نجابت توی چادر پوشیدنه یا اینکه سر را زیر انداختن و به کسی نگاه نکردن؟ نجابت تو اینه که آدم رفتارش را سانسور کنه؟من نمی فهمم نجابت چیه؟ البته تعاریف دیگران را نمی فهمم! ببوگلابی بودن نشانه ی نجیب بودنه؟ خسته شدم دیگه از این همه قضاوت نا به جا!! نظر من اینه که نجابت باید تو فکر باشه!افکره که باید نجیب باشه!اما اینا هیچکس نمی فهمه!! نمی دانم باید به کی بگم؟دلم پره! یکی به من بگه یک دختر نجیب چطوریه؟؟؟ چرا همه به ظاهر نگاه می کنند؟بابا به خدا اون نجیب نما ها از همه بدترند.... من واقعا نمی دانم نجیب کیه؟؟؟ بهم بگید.... |
برگرفته از وبلاگ دوست عزیزم:http://3%20shaparakeba%20ehsas.blogfa.com/ |
|
چهل اصل از اصول روانشناختی: 1- شادی خود را به هبچ چیز و هیچ کس وابسته نکن تا همیشه از آن برخوردار باشی . 2۳- در زندگی به جای شناور بودن شناگر باش 33- به دیگران کمک کن آن چه را که می خواهند به دست آورند. |
![]() تولد تولد تولدم مبارک..................... چند سال قبل این موقع من فقط گریه می کردم اما حالا می تونم حرف بزنم نظر بدم ارتباط برقرار کنم... ممنونم....از همه ی اونهایی که منا به اینجا رسوندند... یوووووووووووهوووووووووووووووووووووووووو |
|
|
مربی حیوانات سیرک با نیرنگ ساده ای مانع فرار فیل ها می شوند.ادعا می کنم که همین بلا بر سر آدمیان بسیاری آمده است. وقتی فیل هنوز کوچک است پایش را با طناب زخیمی به تنه ی درختی می بندند.فیل بچه هرچه هم که تقلا کند نمی تواند خودش را آزاد کند تا یک سالگی فیل بچه طناب هنوز محکم تر از آن است که فیل بچه بتواند خود را آزاد کند فیل بچه تلاش می کند اما موفق نمی شود.سرانجام حیوان می فهمد که طناب همیشه قوی تر از اوست و از تلاش دست می کشد وقتی فیل بزرگ می شود هنوز تصور می کند که نمی تواند طناب را پاره کند.در این جا کافی است که مربی پای او را به نهال یا تکه چوب کوچکی ببندد زیرا فیل دیگر هیچ تلاشی برای آزادی نخواهد کرد |
![]() هر روشنی طلیعه انوار مادر است هر بوی گل نمو نه گلزار مادر است آنجا که قد سیان وفا سجده میکنند آن سجده گاه؛ قلب وفا دار مادر است مادرم زبان سپاسگذاری ندارم و شرم در چشمانم موج می زند و توان جبران هم ندارم....تنها می توانم به چشمانت که مهربانی در آن حک شده است بنگرم و دستانی که همیشه با آن مرا نوازش می کردی را در دست بگیرم و بگویم گه چقدر دوستت دارم مادرم بهشتی که زیر پایت است گوارایت باد |
|
سلام.یک سلام گرم به گرمی قلبهاتون.
اومدم دفاع کنم از خودم!آخه خیلی از کسایی که وبلاگمو خوندند از جمله مامان و بابای گلم نظرشون این بود دیگه خیلی ناامیدانه است و آدم احساس یاس می کنه توش اینا همه را گفتم که یک وقت نا امید نشده باشید............ بعدم من افسرده نیستما!از اون جوون یا نوجوون یا کوچولوهایی هم نیستم که تو اتاقم کز کرده باشما ناراحت.... نه بابا...بی خیالیه!!دنیا و عشقه... خودمم مثل اسمم شاد و شنگول و شیطون و خوش گذرونم!بهاریه بهاری............ همه ی اینا واسه ی رفع ابهام بود که فکر کنم حسابی شد............ دوستون دارم نزدیک شدن خودما به ماه خودم(تیر)تبریک میگم! از طرف دختر کوچولویی که به خاطر له شدنه دم شیر پاشا از روش برای مدت کوتاهی برداشته!! |
گفتم حالا که بحث به کشور و کشور دار و اینا کشید یک تشکری هم کنم ازکشوردارای عزیزمون که ما را دارند با رسوم زندگی گذشتگانمون آشنا می کنند.آخه می دانید توی این دنیای صنعتی که کسی وقت مطالعه ی زندگی گذشتگان را ندارد, آنها هم دارند لطف می کنند از نزدیک ما |
|
بس است دیگر, ای بعضی از وزرا و وکلای عزیز,ای بعضی از خطبا و پیش از خطبای عزیز,لا اقل قدری بیشتر تحقیق و مطالعه کنیم و قدری کمتر سخن بسراییم.
این قدر هی(!) دیوار صوتی را نشکنید.حیف است, بس است. به قول حافظ ای برادران رحمی و اخیرا نیز ای خواهران که دارید اضافه می شوید به سلسله ی سخنرانان شما هم رحمی. والله بعضی از ما شنوندگان و خوانندگان و بینندگان کم ظرفیت(یعنی خودم),موجی شده ایم.قسم می خورم تا باور کنید که فرکانس این امواج مافوق صوت را دیگر گوش ضعیف امثال ما نمی تواند دریافت کند. گاهی با خودم می گویم, کاش یک نوع ((مایع حرف شویی))اختراع شود و جز اخبار پوکن و امثال آن و جز حرف های خوب و لازم همه ی حرف های زاید را از صفحه های جراید و تلویزیون و رادیو پاک بشوید و ببرد و بریزد به داخل کیسه ی کتاب های مربوط به گرامر و قواعد و دستور زبان فارسی مبحث حروف اضافه! ولی بعد به خودم می گویم:هرکس امر به خیر می کند باید اول از خودش شروع کند.همین حرف هایی هم که امثال تو در نامه ی اعمال جراید می نویسید به چه درد می خورد؟جز به درد گریه ای و خنده ای و به فکر واداشتنی؟دیگر چه؟آیا تره ای هم در عمل برای این حرف ها خرد خواهد شد؟ پش....بشوی اوراق اگر همدرس(همدرد)مایی,که علم(درد)عشق در دفتر نباشد! خدا رحم کرد که بعضی از ما مجریان امور,خدای ناکرده خدا نشدیم!و گرنه از همان آسمان هفتم یکسره سیم کشی می کردیم به کرات پایین و بلندگویی خداپسندانه نصب می کردیم در وسط آسمان و زمین و یکسره برای عالم و آدم سخن رانی می کردیم!همین وبس! |
|
اینجا ایران است! و چون نمایندگان مجلس ما با هم اختلاف پیدا می کنند اسرار نظامی ما لو می رود! گروه های هک سفید براحتی سایتهای امنیتی ما را هک می کنند! تورم روز به روز بالاتر میرود و دست مزدها همان است که بود! دانشگاههای ما استاد محورند و دانشجویان ما به دنبال نمره و گرفتاری های دیگرشان! در کوچه پس کوچه های شهرمان مردم از فقر در رنج اند و ما برای صندلی سخنرانی یک مسوول یک میلیون تومان هزینه می کنیم! در کتاب های تاریخ معاصر مدرسه هامان همیشه از استعمار انگلستان نسبت به کشورمان می گوییم،اما نمیدانیم انگلیسی ها در کتاب های تاریخشان چه مینویسند! به گذشتگان خود می بالیم و نمی دانیم آیندگان به چه خواهند بالید! می خواهیم همه در یک سطح مالی زندگی کنیم،اما چرا این سطح زیر خط فقر است؟ اسلام را در لباسهای گشاد و موهای کج و ریشهای بلند می بینیم اما اختلاص ها ی 800 میلیارد تومانی روسای بانک ها و رشوه های میلیونی عیبی ندارند! شعار کشورمان استقلال و آزادی است اما ما چند دانشجوی در بند داریم؟ آهاااااااااای مردان خدایی که وقتی قدم بر جایی می گذارید بوی گل محمدی می آید: کدامیک از شما ساعت 2 بعد از ظهر خرداد ماه کنار خیابان به خواب رفته اید وامیدی برای بیداری ندارید؟ کدامیک از شما فرزندانتان کنار خیابانها دست فروشی کرده اند؟ فرزند کدامیک ازشما برای خرج تحصیلش فال فروخته؟ آیا بالا رفتن قیمت کالاها برای شما هم محسوس است؟ مصرف کالاهای داخلی برای حمایت از تولید کنندگان مختص ماست یا برای شما هم همین است؟ نکند بهشت درمجلس است که برای رفتن به آن میلیونها تومان خرج می کنید و هدفتان فقط خشنودی خدا و انجام وظیفه است؟ آیا خودتان فرشته صفتید که اینگونه وحشیانه نوچه هاتان را به جان جوانان می اندازید؟ به لبهایم مزن قفل خموشی که در دل قصه ای ناگفته دارم ز پایم باز کن بند گران را کزین سودا دلی آشفته دارم |
|
دوره ی ارزانیست
شرف اینجا ارزان تن عریان ارزان آبرو قیمت یک تکه ی نان و دروغ از همه چیز ارزان تر و چه تخفیفی خورده است قیمت هر انسان....... |
با سلام و عرض ارادت به شما صاحب مقام عزیز: اما همیشه سوالم این بود که چرا گالیله را مجبور به توبه کردند؟اما مگر من نمیدانم که نو آوری و حرف جدید زدن ممنوع است!!!! میسوزم...............
|
|
نمی دانم چه می خواهم خدایا |
|
عکس کناره صفحه کوچولوگیامه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شاید بتونید با این عکس شکل الانم را تصور کنید |
|
دلم تنگ شده.....
واسه اون موقعی که زندگی را بازی با عروسکام میدونستم!واسه اون موقعی که همه ی آرزوهام ختم به خرید چند تا اسباب بازی می شد. دلم تنگه واسه اون موقعی که رنگ سفید دنیا را فقط دیده بودما و از دروغ و دورویی و ظلم و خیانت و هوسرانی هیچی سرم نمیشد. بدترین آدم روی زمینا اون مردی که یک جوراب سرش بودا و دذدی می کرد میدیدم!اما حالا..... حالا به نظرم اون دزده جز آدم های خوبه چون حداقل خودشا دذد معرفی کرده و همون جورابی که روسرشه بهم معرفیش می کنه.......مثل آدم های دوروبرم از مقام دار ترین تا نامقام دار ترین نیست که خودشونا بهترین معرفی میکنند اما همه چیز هستن جز بهترین!و دیگه تشخیص خوب یا بد بودن آدمها کار آسونی نیست. نمیدانم دنیا داره به کجا کشیده میشه!هیچکس به هیچکس اعتماد نداره!هرچیم میگذره بدتر میشه!قبلنا حداقل دختروپسرا به هر دلیلی که بود از باهم بودن لذت می بردن و دوست داشتند که باهم باشند.یک ذره گذشتا دخترا دیگه نمیتونستن به پسرا اعتماد کنند حتی اگه هم باهاشون بودند هیچ اعنمادی به خودشونا و حرفاشون نداشتند چون زیاد شده بود پسرایی که از دخترا سوءاستفاده کنند.اما حالا با هر پسری که حرف میزنی حالش از دخترا به هم میخوره!!!!!!!این دیگه از نظر من اوج بدیه!اوج کثیفی یک جامعه است!!! بشون میگی چرا؟می فهمی که دیگه دختران که با پسرا بازی میکنند! واااااااای!اصلا هرچی مینویسم بیشتر حرص می خورم! نمیتونستم باور کنم تا ایکه چندین داستان شنیدم از اینکه یک دختر چه کار کرده با یک پسر! دختری که بعد از اینکه یک پسره پاکا حسابی عاشق خودش می کنه و پسره خودشا برای ازدواج باش همه جوره آماده می کنه به طور ناگهانی می فهمه دختره شوهر داره!!!!!!!! بیچاره اون پسر!بیچاره اون شوهر!و بدبخت تر از همه ی اونا جامعه ی دخترا که بعضی ها دارن به فلاکت می کشونش و اسم همه ی ماهایی که سعی کردیم پاک زندگی کنیمم بد در کردند!اونوقت اگه واقعا هم عاشق بشیم کسی به عشقمون اعنماد نداره! اینه جامعه ی ما!اینه جامعه ی اسلامی ما! هرچی بیشتر تو جامعه قدم میزنم حس می کنم پام نجس تر می شه! گاهی فکر می کنم من اگه یک خدایی نداشتم که بپرستمش و بهش توکل کنم تا تکیه گاهم باشه حتما تا الان دیوونه شده بودم!اگه الان سرپام واسه اینه که هنوز خدایم را فراموش نکردم! دلم می سوزه واسه اونایی که خداشونا یادشون نیست اونا حتما تا الان از پا افتادن!اینهمه معتاد اینهمه بدکاره اینهمه افسرده اینهمه زندانی!اینا آدمهای بدی نبودند..... بد شدند!جامعمون بدشون کرده!سالم موندن تو این جامعه طاقت فرساست! بازم من میبینم تو یک خانواده ایم که همه سادند و بی آلایش!میتونیم به پاکی هم اعنماد داشته باشیم!دور از خیلی مسائلیم! اما اونایی که یک ذره از نظر خانواده ضعف داند چی؟دلم واسه اونا میسوزه! مردممون دارند فقیر میشند!هم از نظر مادی و هم معنوی!!!!!!!!!!!!!!!!!! شاید خیلی تیکه تیکه نوشتم این نشون از ذهن پر از مشغلمه که هرچیا میام بگم یک موضوعه بدتر میاد تو ذهنم! شاید شما هم از نوشتم اعصابتون خورد شده اما چیکار کنم دارم اذیت می شم! جای ما توی همچین جامعه ای نیست!!!!!!!!!!!!! باید چاره ای اندیشید!!!!!!!!!!!بیچاره نسل بعدمون.....!! آخه مشکل اینه که نصف بیشتره مردم از این چیزا هیچی سرشون نمیشه و مثل گوسفند همونطور که دکتر شریعتی میگه سر به زیر دارندا واقعا هیچی نمیفهمند!این تازه زجر را بیشتر میکنه!که تو چطور داری حرص می خوری ولی بین کسایی زندگی میکنی که هیچی نمیفهمند(به معنای واقعی کلمه) و هرکیم بیاد و دو تا حرف قشنگ بزنه جذبش می شن!! تازه ادعاشونم میشه!وای از ما................... اگه بخوام بازم بگم باید کتابها بنبویسم هم سر شما ها را درد بیارم هم خودما بیشتر از این اذیت کنم پس فقط چندتا نقطه می ذارم تا شما هم هرچی تو ذهنتونه بهش بیفزایی: ................. |
|
|
|
پروردگار محترم نظر به این که طی بررسی های به عمل آمده توسط این جانب علیرغم تمام نعمات و الطاف حضرت تعالی در مراحل مختلف زندگی به این حقیر به هیچ جایی نرسیده و موجبات شرمساری نسل بشریت را فراهم آورده ام خواهشمند است پیرو تبصره ی سوم , بند اول قرارداد آفرینش مورخ ۱/۱/۱ منعقده فی بین ابرجد اینجانب مشهور به آدم و حضرت تعالی استعفای این حقیر را از مقام انسانیت بپذیرید.بدیهی است من بعد از این هیچگونه مسئولیتی را قبول نمی کنم. |
|
گله می کرد ز مجنون لیلی |
|
من نمیدانم |
|
امروز بازم مثل روزهایی که پشت سر هم اومدند و رفتند در انتظار نیم نگاهتم.این چشما چه گناهی کردند که باید اینقدر انتظار بکشند؟؟ دیگه بسه
روزی ۴ دقیقه می شود ماهی ۲ ساعت و سالی ۲۴ ساعت (یک روز). سالی یک روزتان را به خدا اختصاص دهید. زیاد است؟
ازشنیده ها: روزي مردي , عقربي را ديد که درون آب دست و پا مي زند . او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نيش زد. مرد باز هم سعي کرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد , اما عقرب بار ديگر او را نيش زد . رهگذري او را ديد و پرسيد:" براي چه عقربي را که نيش مي زند , نجات مي دهي" . مرد پاسخ داد:" اين طبيعت عقرب است که نيش بزند ولي طبيعت من اين است که عشق بورزم ." |
|
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست. ((دکتر شریعتی)) از فراسوی عزل تا ابدای حلق بریده ات , می رود دایره در دایره ; پژواک صدایت در زيارت با فضِیلت عاشورا دوبار به اِین نکته اشاره شده است:((من دوستم بادوستانت ودشمنم با دشمنانت))
|
|
یک ذره با دقت تر به دنیا نگاه کن............ به خدا اونقدر هم که اسمش بد در رفته بد نیست خودمان بدش کردیم پس بیاید سعی کنیم خودمانا خوب کنیم نه از دنیا گله بگیریم. ببخشید ولی دنیا چه گناهی کرده که باید مارا تحمل کنه؟هان؟؟ یک چیزی را تجربه کنید اونی که آرزو دارید را به دنیا بگید.اون از طرف خداوندی وظیفه دارد که شما را به آنچه که در هدفتان است برسونه....فقط مشکل اینه که ما با دنیا هم قهریم...اصلا با همه قهریم...با خودمونم قهریم!!! ای کاش میفهمیدیم چه نعمتهایی داریم و راحت از دست میدیم!ای کاش نداهایی که بمون میرسیدا میشنیدیم!حیف که کوریم... کریم! بابا ما میتونیم تو این دنیا سروری کنیم...ناسلامتی ما تو این مخلوقا برا خودمون اشرفی هستیم......... ما باید همه ی این موجوداتا رام خودمون کنیم اینا همه برای ماست!!نه اینکه خودمونم رام اونا شیم!(این دیگه خیلی مسخرست) به خودتان بیاید؟؟چقدر از این و اون ایراد بگیریم و خودمان بخوابیم(منظور هوشیار نبودنه)؟؟ حداقل خرسا فقط زمستونا میخوابند اما ما چی؟؟؟آبرو هرچی آدمه بردیم بابا خدا خودش گفته: من دنیا را برای تو و تو را برای خودم آفریدم=>(پیامبر اکرم(ص) فرمود:خداوند فرموده است:خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی) این دنیا به این بزرگی مال ماستا ما اینطوری میکنیم!خدا چی میکشه از دست ما...وقتی میگن خدا رحیم راست میگن من که شخصا تحملشا نداشتم.اینقدر چیز به یکی بدی هر قدرتی هم که لازم باشه بهش دادی...اونوقت عین.....(چی بگم آخه؟)راست راست راه میره و تازه طلبکارتم هست چقدر ما پر روییم!!!! یک ذره به خودمان بیایم...گوشامونا باز کنیم ببینیم کجاییم...کجا قراره بریم.....چی کار قراره بکنیم بذارید جلو فرشته ها دیگه آبرو ریزی نکنیم...... |
|
اومد و یکی زد تو گوشم....شوکه شدم....سیخ وایسادما تو . . . . . . . . . . . روزگار اول میزنه تو گوش ت بعد که خوب شوکه شدی و نفهمیدی تونستی همه ی این قوانین را توی شبکه ای به نام زندگی بگنجونی و هرکدوم را در جای خودش به کار بگیری تو یک آدم خوشبخت هستی.... چون همه ی اینا مثل فرمولهای ریاضیه!!! |
|
یک متن از شنیده ها البته خیلی پسرها باهاش موافق نیستند اما من شخصا موافقم: دخترها مثل سيب هاي روي درخت هستند. بهترين هايشان در بالاترين نقطه درخت قرار دارند. پسرها نمي خواهند به بهترين ها برسند چون مي ترسند سقوط کنند و زخمي بشوند، بنابراين به سيب هاي پوسيده روي زمين که خوب نيستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا مي کنند. سيب هاي بالاي درخت فکر مي کنند مشکل ازآنهاست درحالي که آنها فوق العاده اند. آنها فقط بايد منتظر آمدن پسري بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بيايد
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |